در محفل وبلاگنویسان مُرده
از طریق وبلاگ بابک ملکزاده به وبلاگ "برادههای روح" دست یافتم. وبلاگی که سید حسن حسینی آن را مینوشت. او در اوایل سال 1383 درگذشت. هنوز که هنوز است عدهای میآیند و پیامی در پیامگیرش مینویسند.
یاد دو سه سال پیش افتادم که در وبلاگی دیگر، که اکنون نامش یادم رفته است، دختر جوانی بعد از ابتلا به سرطان و دست و پنجه نرم کردنی طولانی با آن، در نهایت از پا درآمد. یکی دو تای دیگر ازین وبلاگهای "صاحبمرده" را نیز دیدهام.
داریم "محفل وبلاگنویسان مرده" را گسترش میدهیم. پاسوردهاتان را فراموش نکنید.
ویژگی این وبلاگها این است که پس از درگذشت نویسندگانشان، در اثر به "فراموشی" رفتن مطلق "کلمه عبور"، دیگر "بهروز" شدنی در کار نیست. وبلاگی که تا آن زمان در پای هر یک از یادداشتهایش، ده پانزده پیام بیشتر نداشت، اکنون در پای آخرین یادداشتش صدها پیام دیده میشود.
کشتیهای غرقشده در عمق دریاها را بیاد میآورند که بیناخدا در آنجا جا خوش کردهاند، خزه از در و دیوارش بالا میرود، و رفته رفته از آن کشتی که روزگاری سینه به سینه امواج میکوبید، شبحی از نفرینی سبز برجا مانده است.
جولانگاهی برای ماهیهاست و توهمبرانگیزِ حضور "دفینهها" و "گنجها".
توریستهایی لباس غواصی میپوشند و در زیر آب، به این کشتیها سر میزنند. کشتیهای بیصاحب، کشتیهای صاحبمرده.
چیز غمانگیزیست یک وبلاگ "صاحبمرده".