پرگار بهرام

Pargar Bahram

قیمت آدم چنده؟
ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/٢٤  کلمات کلیدی:

قیمت آدم چنده؟

 

 

کسی را میشناسم که روزی روزگاری در یک تشکیلات سیاسی چپ "فدایی" بود و می‌خواست که خودش را فدای خلقش کند. حداقل ادعایش را داشت.

زمین و زمان گشت و گشت تا این فرد سر از اروپا در آورد و شغل تاکسیرانی را پیشه کرد، شبی مستی را سوار می‌کند پس از رساندن او به مقصد، بجای گرفتن سی ایرو، از مستی او سوءاستفاده نموده و او را سیصد اویرو سرکیسه می‌نماید.

یار عزیزی دارم که از دوستی حکایت می‌کند که فلانی به جد و به شوخی معتقد است: "آدم‌ها یا احمق‌اند یا خودفروش!!!" و در ادامه از قول فلانی توضیح می‌دهد:

- فرض کنیم که کسی به تو پیشنهاد می‌کند که صد هزار یورو بگیری و شبی خودت را در اختیار آن‌کس بگذاری، برای مبادرت به اعمال شنیع با تو. اگر مقاومت کنی، مبلغ را دو برابر و سه‌برابر و چند برابر می‌کند و در نهایت فرضاً به یک میلیون می‌رساند، اگر آدمی با این مبلغ اغوا شود "خودفروش" است و اگر نپذیرد "احمق". البته در مورد آدم‌های خیلی ثروتمند می‌توان رقم را بالاتر برد و از میلیارد هم صحبت کرد، فرض ما به هم نخواهد خورد.

این نظر فلانی هر چقدر هم که شوخی باشد باز هم در خور تامل است که...

*   *   *

هنگامی‌که زندگی را از دریچۀ آرمان‌های آنچنانی نگاه نمی‌کنی و دیگر حاضر نیستی که زندگی را به سادگی با مرگ تاخت بزنی، بعنوان یک "انسان معمولی" با این سوال همیشه درگیری که "قیمت من چقدر است؟"

در کجا  و کدام نقطه حاضرم اصول و پرنسیپ‌هایم را زیر پا بگذارم؟

در چه شرایطی حاضرم با دشمنم همکاری کنم؟ برای او جاسوسی نمایم یا "آدم‌فروشی" کنم؟

روزی کیف پولی یافتم و درونش را کاویدم، می‌خواستم آدرسی یا شماره تلفنی بیابم برای تماس با صاحبش. اما به روشنی نمی‌دانم چه میزانی ازین کند و کاو برای آگاه شدن از محتویات آن کیف بود!!؟؟ چیزی حدود دویست و خرده‌ای در درونش بود. زنگ زدم و آمد و کیفش را برد. رفت و با یک دسته گل برای تشکر بازگشت و کلی سپاس برای مدارک درون کیف، منجمله کارت‌های بانکی و ...

اما من با این پرسش ماندم که اگر این کیف، کیف سامسونتی بود پر از اسکناس‌های درشت، آنگونه که در فیلم‌های سینمایی می‌نمایند، آیا باز هم در صدد پیدا کردن صاحبش و بازگرداندن آن برمی‌آمدم؟

 براستی آیا این درست است که :«هر کسی "قیمتی" دارد، تنها صحبت بر سر بالا و پایین بودن قیمت‌هاست؟»

وای که چقدر زشتی واقعیت!!!

آیا آدمی آن نیست که می‌نمایاند؟

 

***- جناب آقای ضیایی این پست مرا، انگیزۀ نوشتن یادداشتی کرده‌اند تأمل‌برانگیز به نام:" ما آبروی خويش به گوهر نمی‌دهيم"