فردوسی و آن بیت مشهورش
کمتر ایرانی یا فارسزبانیست که این بیت معروف فردوسی از شاهنامه را نخوانده یا نشنیده باشد:
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
برخورد با این بیت همیشه احساسی متناقض را در من برمیانگیخت. بخصوص وقتی که با تفسیر و تاویل معلممان و بعدها تاویل و تفسیر کتابهای گوناگون برخورد میکردم. که عموماً بر این اساس استوار بودند که:
«فردوسی میگوید که من سی سال زحمت کشیدم و با نوشتن این کتاب یعنی شاهنامه زبان فارسی را زنده کردم.»
تا آنجایی که من دیدهام، عموماً این بیت را همینگونه تفسیر کردهاند.
اما این تفسیر، حاوی یک تناقض منطقی میباشد و آن این است که: آیا زبان فارسی پیش از فردوسی، با زبان فارسی بعد از فردوسی متفاوت است؟ مگر فردوسی زبان شاهنامه را از خود اختراع کرده است؟ بر اساس این تفسیر گویی زبان شاهنامه یا زبان فارسی، پیش از فردوسی یا وجود نداشته یا چیز بسیار نازلی بوده و این فردوسیست که این زبان را تا این حد ارتقاء داده است.
اما با مراجعه به اشعار رودکی و ابیات سروده شده "دقیقی" که پیشتر از فردوسی سرودن شاهنامه را آغاز کرده بود، میبینیم که زبان بکار رفته از جانب دقیقی نیز چندان ناکارا و مغشوش نیست. یا در نثر با مقدمه شاهنامه ابومنصوری، یا حدودالعالم میبینیم که اصلا هم اینگونه نیست که این زبان را فردوسی بر این پایه رسانده باشد.
من فکر میکنم که خود فردوسی هم بر این نظر نبوده که: "من این زبان را بر این پایه رساندهام" بلکه این از یک برداشت نادرست از فهمِ واژۀ "عجم" سرچشمه میگیرد. عموماً این کلمه را بمعنای "زبان فارسی" معنی کردهاند در صورتی که "عجم" بمعنای عام "غیرعرب" و بطور خاص یعنی "ایرانیان" معنا میدهد. یعنی در اصل این "عجم" بمعنی نوعی از مردمان است و نه نوعی "زبان".
یعنی در آن بیت فردوسی میگوید که با نوشتن این اثر یعنی شاهنامه به این زبان فارسی، "عجم بودن" یا "ایرانیبودن" را زنده کردهام. ایرانیته که در زیر فشار عرب و ترک، نفساش به شماره افتاده بود.
با این نوع نگرش دیگر آن تناقض که اگر زبان فارسی محصولِ شاهنامه است، پس خود شاهنامه محصول چیست از میان برمیخیزد. شاهنامه زبان فارسی را رونق داد، اما "رونق دادن" با "ساختن" متفاوت است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن.:
در پی اصرار من به استاد محمد رضا ترکی، بالاخره ایشان آمدند و نظری انداختند و پیامی نوشتند:
- وضع اين بيت در نسخه های معتبر از چه قرار است؟
البته معتبرترین نسخههای موجود تا آنجایی که من میدانم، یکی نسخه انتقادی مسکو است و دیگری شاهنامه آقای جلال خالقی مطلق میباشد.
در میان چندین شاهنامهای که دارم در میان معتبرها تنها به شاهنامه چاپ مسکو دسترسی دارم، در آنهم گشتم این بیت را نیافتم. گویا این بیتیست از «اندر ستایش سلطانمحمود» و در بیشتر جاها، آن را در چنین ترتیب و ترکیبی آوردهاند:
پی افکندم از نظم کـــاخی بلند
کـه از بـاد و بـاران نـیـابـد گـزنـد
بـریـن نـامـه بـر سـالـهـا بگـذرد
همی خواند آنکس که دارد خرد
بسی رنج بردم درین سال سی
عجـم زنـده کردم بـدین پارسی.
اما گویا بیت مورد نظر الحاقی و حاصل دسترنج و دخالت نسخهنویسان است و ربطی به فردوسی ندارد.
لطفاً اگر کسی سراغی ازین بیت در یک نسخه معتبر یافت، مرا نیز بیخبر نگذارد.