مردها و فوتبال و عرق ملی
به مناسبت جام ملتهای اروپا
در ما مردها کودکیست بازیگوش که فرصت کوتاهی را هم برای شیطنت از دست نمیدهد.
انگار همین دیروز بود جام جهانی 1982 . دو ترک با اکرام روی موتور هوندای قرمزش سوار بودیم و از رسالت تا امیراتابک را کارمون تفسیر بازیها بود با ذوق و شوقی وصفناپذیر. کارگاهی داشتیم برای ساختن دستگاه تزریق مواد پلاستیک و قالبسازی. مال خودمون بود و سه نفری خودمون همه کارهاشو میکردیم. ناصر، برج زهرمارمون بود که تا ظهر طول میکشید که یخش باز بشه. شوخیها و مسخرهبازیهای من و اکرام گاهی کلافهاش میکرد و رفته رفته میومد توی بازی و دیگه خدا حریف خندههای ما نبود.
آنموقع چقدر دنیا ساده بود و ما چقدر قدرتمند. تقریبا دنیا را به هیچی حساب نمیکردیم. چه ساده بودیم ما و چه زیرک بود دنیا. چلوکباب ظهر توی کارگاهمون خوشمزهترین غذای دنیا بود.
ناصر رو گم کردیم و حالا با اکرام در پیچ سر پیری، هنوز معرکهگیری میکنیم. همه چیز دنیا هم که عوض شده باشه یه چیز فرقی نکرده، میزان کودکی و شیطنت ما.
حالا هم که توپ میچرخه و جام ملتهای اروپاست و بهترین موقع برای چرند بافتن در مورد این توپ و اون پاس و فلان شوت و بهمان گل. هنوز هم مثل بچهها جلوی تلویزیون سحر میشم. هنوز هم برزیل و هلند و ایتالیا رو بیشتر از بقیه دوست دارم.
هنوز هم توپ سحرم میکنه. یاد علی کاپیتان تیممون توی کارخانه آزمایش بخیر، به من که دفاع بودم توصیهاش این بود که: "بهرام، توپ رد بشه یار رد نشه." و یار رد نمیشد.
حالا اما با چشم دیگری به دنیای توپ نگاه میکنم. مثلا گاهی از خودم میپرسم: چه چیزی مبنای ما برای طرفداری از یک تیم هست؟ مهارتها و توانییهاش یا تعلقهای ملی و ...؟
اگر بازی بین تیم فوتبال ایران و برزیل باشه، من خب عاشق جادوگری برزیلیها هستم. بدلیل ایرانی بودن که نمیتونم بازی رونالدینو رو ول کنم به کارهای علی دایی دل ببندم!!! عرق ملی اگر این هست چیز خیلی بیپایهای هست.
شبی که کرواتها، آلمان رو زدند، نمیدونید چه غوغایی در خیابانهای آلمان به راه افتاد. کرواتهای مقیم آلمان با پرچم و بوق ماشین، شهرها رو روی سرشون گذاشته بودند و آلمانیهای مغبون، با لبخند ملیحی به اونها تبریک میگفتند. فکر کردم آیا همچین عملی در کشور ما ممکنه؟ مثلا تیم عراق و ایران در تایلند مسابقه بدهند و ایران ببازه و عراقیهای مقیم ایران با پرچم خودشون توی شهرهای ما راه بیافتند و پیروزی تیمشون به تیم ایران رو جشن بگیرند، فکر میکنم تکه بزرگه شون گوشاشونه.
ما مردها پیر میشیم اما بزرگ نمیشیم.