/9422-Yin%20Yang%20Tai-Chi%20Das%20Bessere%20der%20Feind%20des%20Guten.jpg)
برای آنکه بیانگاریم "دشمنی" داریم، لازم است که در خودمان حس دشمنی را نسبت به کسی یا چیزی تحریک کرده باشیم. برخی ها نیازمند وجود دشمن هستند برای توجیه بودن خودشان. گویی باید "دشمنی" وجود داشته باشد تا اینان بتوانند بگویند که چرا "موجودیت" دارند!!!
در آنسوی دیگر، عده ای هستند که اگر "دشمنی" هم وجود داشته باشد سعی بر آن دارند که آن را نادیده بیانگارند، زیرا پذیرش این دشمنان ارزش آن را ندارد که حس "دشمنی" را در خود تحریک کنند.
جهان از آنجایی می آید که هر کسی دشمنی داشت و میرود بدانجایی که هیچکس هیچ دشمنی نداشته باشد. چه کسی زودتر به مقصد میرسد؟ بدانجایی که کلمه دشمن متروک شده است.
اقرار به وجود "دشمنی" یعنی: یا من یا او!!! و جهان انسانی با پذیرش قاعدۀ "هم من، هم او" دست به سازشی میزند که دو دشمن را به دو "رقیب" تبدیل میکند که بر سر تقسیم پیروزی با هم زورآزمایی میکنند.
آنچه را برای خود نمیپسندی برای دیگران هم مپسند:اگر خود را شکست خورده نمیخواهی، دیگران را نیز شکست خورده نخواه.