| دِلیدِلی |
| ساعت ۱٠:٤٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٩ کلمات کلیدی: |
|
با دِلیدِلی کردنهای دلم چه کنم؟ خاطرههای زیباتر از دستانت را از کجا بیاورم؟ زندگی که مرگ نیست تا در سکوت ابدیتش میلیاردها بار فرصت آرامش داشته باشم. زندگی، تنها یکبار امانم داده تا لذت بودنم را با تو حس کنم. اهتزاز دستان تو پروازِ آرامش منست. |
|
| روشنفکران و سایتهای مستهجن |
| ساعت ٧:٠٠ ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٧ کلمات کلیدی: |
|
در خبرها همه دیدیم و خواندیم که سایتهایی "مستهجن"!!! از سوی دلاوران سپاه پاسداران، تسخیر شد و گردانندگان آنها همگی دستگیر شدند. سایتهایی با محتواهای پورنو گرافی که همگی در "گرداب" سپاه غرق گشتند و از پای درآمدند. این رخداد، سوالهای متعددی را در ذهن میآورد مانند موضوع دستگیری افرادی که در خارج از ایران زندگی میکنند؟ این افراد چگونه به دست نیروهای امنیتی ایران افتادهاند؟ آیا مسافرت وبلاگنویسان مقیم خارج به ایران منجر به این دستگیریها شده است؟ ایجاد این حس ناامنی برای وبلاگنویسان خارج، چه تاثیری بر سفر آنان به داخل کشور دارد؟ و ...
اما من میخواهم به این موضوع از زاویه دیگری بپردازم که به نظرم "موضوعی اساسیتر"ست. اینکه افرادی در یک جامعه، "اخلاق" خاص خود را داشته باشند امری طبیعیست. اما آنچه که غیرعادیست، جا زدن اخلاق این بخش یا آن بخشِ جامعه، بعنوان اخلاق کل اجتماع میباشد. یک جامعه، متشکل از فرهنگها و خرده فرهنگهاست و بهمین نسبت متشکل از اخلاقها و خرده اخلاقها. اینکه سپاه پاسداران، سایتهای پورنو را "مستهجن" ارزیابی کند برخاسته از یک پیشقضاوت اخلاقیست متناسب با اخلاق بخش خاصی از جامعه، که در باره امر بسیار گسترده در اخلاق بخش دیگر جامعه "قضاوت و داوری" میکند. در فرهنگ لغت دهخدا، "مستهجن" به معنای « مکروه و زشت و عیب» گرفته شده است. یعنی با اطلاق نام "سایتها و فیلمها و عکسهای مستهجن" از همان آغاز بر اساس متر و معیارهای اخلاقی خود، "پورنوگرافی" را « مکروه و زشت و عیب» گرفتهاند. اینکه در حکومتی مانند "جمهوری اسلامی" اخلاقِ ظاهری چیزیست و اخلاق واقعی چیزی دیگر، بر کسی پوشیده نیست این امر تابعیست از عمومیتِ "دورویی اجتماعی". از همین امور مستهجن !!! سکسی بارها و بارها در میان گردانندگان حکومتی، آشکار شده است و آخرین آن از امام جمعه تویسرکان جناب حاج آقا گلستانی و سردار زارعی. و حتی فاجعهبارتر از آن تجاوز جنسی و کشتن افراد در زندانهای حکومتی، مانند موارد زهرا کاظمی در اوین و زهرا یعقوبی در همدان. لازم میبینم که تاملی در "مستهجن" بودن پورنوگرافی بعمل بیاید: اینکه پورنوگرافی کودکان و خردسالان زشت است و بمعنای سوءاستفاده جنسی از افرادیست نابالغ که بر خیر و شر خویش واقف نیستند امریست بجا. اما پرنوگرافی را در کلیت خویش "مستهجن" نامیدن، اندکی "مستهجن" است. اینکه پرنوگرافی به تصویر کشیدن چیزیست که در خصوصیترین حالات زندگی یک فرد اتفاق میافتد در چارچوبههای "تجارت سکس" میگنجد. این موضوع در اولین گام امریست "تجاری". کسی بدون دستمزد و فقط برای سرگرم کردن دیگران به تصویرگری اینگونه امور نمیپردازد. اما همانند هر امر تجاری دیگری، از روبناهای روابط اجتماعی و حواشی اخلاقی و عاطفی متناسب با خود نیز برخوردار میباشد. یعنی میتوان "پرنوگرافی" را در لایههایه پایینی در زیرمجموعهای از "فروش سکس" قرار داد. اگر با معیار "رک بودن و پردهدری"، "تنفروشی"!!! را اوج تجارت سکس بدانیم، پورنوگرافی بعنوان "تننمایی" یا فروش تصاویرِ جنسی در مرتبهای پایینتر از آن قرار میگیرد. البته درین پایین و بالا کردنها به هیچوجه منظور ارزیابی "اخلاقی" ندارم. اولین معضل جمهوری اسلامی برای مستهجن دانستنِ این سایتها در اینجاست که در خیابانهای پایتختش "سکسفروشی" غوغا میکند و او این اصل را گذاشته و به "تصویر" آن پرداخته است. شاید بتوان با بستن صد سایت پورنوگرافی خود را گول زد و به ایمان خود در جهاد با کفر و گناه غره شد ولی دهان و شکمهای گرسنه دهها هزار زن بیپناه و مستاصل و بیچارۀ ویلان در خیابانها را چگونه میتوان بست؟ پورنوگرافی اصولا تجارت لوکسیست و بازیگران اینگونه فیلمها خود را "هنرپیشه" میدانند و خالقین نوعی از هنر و ادبیات خاص در جامعه هستند. این شیوۀ بیان، زاییدۀ "گرسنگی" و "فقر" نیست. برخلاف اشتغال زنان خیابانی که عمومشان از ناچاری به این شغل دست مییازند. پورنوگرافی تحقیر کسی نیست، زنی و مردی بعنوان "فروشندگان"، رابطه جنسیشان را با فیلمبرداری در اختیار دید همگان قرار میدهند و بابت آنهم پول خوبی میگیرند، خریدار هم "شهروندی"ست مختار که مشکل گرسنگی و نان ندارد. اما در "سکسفروشی" زنان، گذشته از بخشی که داوطلبانه و با رغبت به این شغل میپردازند، بخش عظیمی وجود دارد که از بیکاری و نداری و فقر، ناچاراً به این راه گام گذاشتهاند و به محض یافتن راه دیگری برای زندگی، ازین شیوه کسب و کار صرفنظر خواهند کرد. بر همین اساس در "لذتفروشی" زنان خیابانی، بخشی از تحقیر عنصر انسانی وجود دارد. حکومت جمهوری اسلامی با نابسامان کردن زندگی اقتصادی و اجتماعی مردمان، بخش اعظمی را به این ورطه از "استهجان" کشانده است و اصلاً هم نگران آن نیست، اما "عکسها و تصاویر و داستانهای" همین واقعیت خودآفریدهاش را "زشت" میداند و به مقابله با آن میپردازد: مرغ بر بالا پران و سایهاش میدود بر خاک پرّان مرغوش ابلهی صیاد آن سایه شود میدود چندان که بیمایه شود. گویی حتی در مخیلهاش هم نمیگذرد که همین پورنوگرافی بعنوان گریزگاهی هر چند کوچک و مجازی از لذتجویی جنسی، راهی برای خلاصی از فشارهای جنسیست. اینکه جوانی یا سالخوردهای با دیدن این فیلمها و تصاویر، به تخیلاتش پناه ببرد و در آن جهان و عالم به "خودارضایی" بپردازد، کجایش زشت است؟ به کسی آسیب میرساند؟ مایۀ آزار کسی میشود؟ یا شاید هم "تجاوز و فریب دادن" بهتر از آنست؟ باید به سران رژیم گفت: زشتیهایی که پیامد حکومت شماست، بسی مستهجن است که بر تحقیر و آزار انسانهای دیگر میپردازد. آسیبی را که امثال آیتالله جنتی و سعید مرتضوی میزنند را مقایسه کنید با کار آنانی که شما "فواحش"!!! مینامید، براستی کدام "فاحشه" توانسته است به این حد از "فحشا" دست یابد که اینان؟ کار یک بازیگر فیلمهای سکسی، بر اساس اخلاق پر تزویر و دروغ شما، زشت است گر چه که خودتان هم در پنهان مشتریان پر و پا قرص همین بازارید. اما در واقع امر آنان بجز "لذتفروشی" کاری نمیکنند. آیا لذت فروشی امر زشتیست و شکنجه و آزار امری ستوده؟ در تمامی آمار ماشینهای جستجو مانند گوگل و یاهو و امثالهم، کلمه "سکس" بیشترین مورد جستجو را شامل میشود. با آنکه عموما در تمام جوامع انسانی این "جستجو" همیشه با اندکی "شرم" همراه است اما خود این میزان جستجو برای سایتها و تصاویر و موضوعات "سکسی" نشاندهندۀ جایگاه "لذت جنسی" در نزد انسانهاست. نمیتوان این امر را کتمان کرد که بزرگترین لذت جانوران، حتی متکاملترینشان یعنی انسان، لذت جنسیست. تجارت سکس و پورنوگرافی از همین واقعیت حرکت میکنند، از انطباقشان با بنیادیترین خواستها و هوسهای انسان. زشت نامیدن چنین اموری از جایگاه "لذتجویی جنسی" نمیکاهد و فقط گوینده را دچار پوزخندهای پنهان دیگران میکند.(تازه اگر خود گوینده به گفتههایش باورمند باشد.) اینکه در بیانیه خود سپاه پاسداران آمده که این شبکه «بیش از سیصد هزار» عضو ثبتنام کرده داشته است، گویای چیست؟ کدام سازمانی بجز ارتش و شاید خود سپاه ازین تعداد عضو برخوردارند، که البته ارتشی و سپاهی حقوق میگیرند که عضو آن سازمانها هستند، ولی کاربران بیجیره و مواجب سیصدهزار نفره را در کدام حزب و تشکیلات میتوان سراغ گرفت؟ آیا این نوع تمایلات "واقعی"، ولی مخفی را باید "نکوهش" کرد؟ این نکوهش همان ریاورزی و سالوس معروف در ادبیاتمان نیست؟؟؟
برای بنای یک زندگی و جامعه مدرن، آنچه که از همه چیز ضروریتر است "جسارت" در نقد توهماتیست که با زندگی امروزه همخوانی نمییابند، درهم ریختن تابوهایی که از گذشتگان به ارث رسیده و دیگر هیچ موردی برای حضور در زندگانی ما ندارند. تسلیم شدن روشنفکران در برابر معذوریتهای اخلاقی وحشتناکترین شیوه زیست روشنفکرانه است. اینکه با عناوینی مانند "مستهجن"، "غیر اخلاقی" و امثالهم بتوانند دهان روشنفکران را ببندند که نتوانند از عناصر هنری و فرهنگی مدرن و دموکراتیک و انسانی دفاع کنند، بیانگر ناتوانی روشنفکرانه ماست. بستن سایتهای پورنوگرافی بعنوان ضربه به بخشی از آزادیهای اجتماعیِ جوامع مدرن است. پشتوانه "اخلاقی" چنین تهاجماتی باید ناتوان از برابری با آزادگی و حقوق شهروندی باشد و این صرفا از ممر تلاش و جساورتورزی ما میتواند تامین شود. استدلال سپاه برای سرکوبی این سایتها این است که، این سایتها بر ضد "اخلاق و دین و حکومت" هستند. 1- چرا فرض را بر این گرفتهاید که تعبیر شما ازین "اخلاق و دین و حکومت" تعبیر تمامی باورمندان اسلام است؟ 2- تمایل میلیونی آحاد اجتماع به این سو، آیا بر شما نمینمایاند که "اخلاق و دین و حکومت"تان با واقعیت مستقر بر روی زمین خوانا نیست؟ 3- اگر کسی این "اخلاق و دین و حکومت" شما را قبول نداشته باشد چه؟ به چه حقی باورهاتان را باور تمام آدمیان فرض میکنید؟
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |


