پرگار بهرام

Pargar Bahram

کنسرت بزرگ تمامی هنرمندان ایرانی و خارجی که از جنبش سبز حمایت کردند.
ساعت ۱٠:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠  کلمات کلیدی:

کنسرت بزرگ تمامی هنرمندان ایرانی و خارجی که از جنبش سبز حمایت کردند.

فقط به روزهایی فکر کنید در آینده که بدون حضور ولی فقیه خواهیم زیست، در آغاز جمهوری ایران، چه زندگی شادی را رقم خواهیم زد. جمهوری شادی، جمهور شادی.

تمام خوانندگانی که به حمایت از جنبش سبز ما برخاستند را از همه جای دنیا دعوت میکنیم به بزرگترین کنسرت در میدان آزادی یا استادیوم صد هزار نفری "آزادی".

"آزادی" برای اولین بار واقعا آزاد خواهد بود.

آنکه مذهبی ست و آنکه بی مذهب است دیگر گرگ و گوسفند هم نخواهند بود.

منکه فهمیده ام میرحسین را چقدر دوست دارم، کاش او هم بتواند مرا دوست داشته باشد. زندگی پیش از آنکه در افکار باشد در عواطف است و بزرگترین گناه نظام ولایت فقیه "کشتن عواطف انسانی" بوده است.

چه روزهایی را بر سر راه داریم.


 
ذوقِ بی حضور
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٧  کلمات کلیدی:

 

آخرین قطار با تو راه افتاد

از تمام ایستگاه‌های من گذشت

سکوت تاریک تونل‌ها

میراث گم‌شدنِ دستانی بود

که شعر را خشت می‌زدند.

ما هیچگاه در پژواک سوت قطارها

و موازات ریلها،

به خواب لک‌لک‌ها نرسیدیم.

و چه تلخ گذشت

این راه بر ما.

 

چه ساده در خواب‌های هم گم شدیم.

در برهوتی

که از "جنگل"

تنها طرح یک تخیل را داشت.

ما در شن‌های این کویر

در هذیان خاطرۀ آب‌ها

تشنگی خود را شنا کرده‌ایم

و در طوفان بی‌بادبان

اسیر باتلاق شن‌ها شدیم.

بدون حضورِ چتر دستانت

بارش هر "نفرینی"

در آسمانِ بی‌ابر ممکن شد.


 
دوباره می سازمت وطن
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱۱  کلمات کلیدی:

 

دوباره میسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خویش
ستون به سقف تو میزنم
اگر چه با استخوان خویش
دوباره میبویم از تو گل
به میل نسل جوان تو
دوباره میشویم از تو خون
به سیل اشک روان خویش
اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ایستاد
که برکنم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خویش
اگر چه پیرم ولی هنوز
مجال تعلیم اگر بود
جوانی آغاز میکنم
کنار نوباوگان خویش


 
ماه من
ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٦  کلمات کلیدی:

به کجا می رود این راه

که پیش پای منست؟

به کجا می رود این ماه؟

تو همیشه ماه منی.


 
جون بائز
ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٥  کلمات کلیدی:

جون بائز: چه سعادتمندم که زنده‌ام و شاهد جنبش مردم ایران

جون بائز در کنسرت - درزدن، آلمان

۱۳۸۸/۰۴/۰۵

اعتراض‌های مدنی مردم ایران در اعتراض به آن چه «تقلب در انتخابات ریاست جمهوری» می‌خوانند، تنها چشم رسانه‌های خبری جهان را به خود ندوخته است، بلکه الهام‌بخش شاعران و نویسندگان نیز شده است و مهمترین هنرمندان، فیلسوفان و متفکران جهان را به ابراز عقیده و بیان همبستگی با این جنبش واداشته است.

جون بائز، خواننده ای که بیش از ۵۰ سال با صدای سوپرانوی گرم و دلنشینش، آرزوها و عذاب‌های انسان را در جهان توصیف می‌کند نیز با پیامی که در وب سایتش با خط سبز نقش بسته است، از جنبش مسالمت‌آمیز و مدنی مردم ایران حمایت کرده و به آنان درود فرستاده است.

پیام جون بائز به مردم ایران کوتاه ولی قوی است؛ او با کلماتی سبز نوشته است « به مردم ایران: جهان در شما نیروی عدم خشونت را نظاره می‌کند. ما آن را در غرش سکوت شما می شنویم و در چشمان شما می بینیم، آن گاه که آرام رو در روی رعب و دهشت می نشینید. شجاعت شما به شوقمان می‌آورد و فداکاریتان الهام بخشمان می‌شود. چه سعادتمندم من که زنده‌ام تا شاهد این جنبش باشم. دعاهایم، عشقم و حمایتم را به سویتان روانه می‌کنم. »

پیام جون بائز به مردم ایران در تداوم همان راهی است که هنر و زندگی او بیش از نیم قرن است که از آن می‌گذرد. امسال ۵۱ سال است که جون بائز آواز می‌خواند و همچنان نیروی جادویی موسیقی و صدایش را با تاثیری بیرون از قیاس حفظ کرده است.

صدایی که در جنبش حقوق مدنی با مارتین لوترکینگ در خط اول راهپیمایی کرده، الهام بخش واتسلاو هاول در مبارزه‌اش برای ساختن جمهوری دموکراتیک چک بوده، در اولین تور جهانی عفو بین‌الملل به گوش جهان رسیده و در کنار نلسون ماندلا در جشن ۹۰ سالگی او در هایدپارک لندن ایستاده است.

بائز همراه باب دیلان کبیر در سال ۱۹۶۳


صدایی که بر جنبش آزادی بیان نور افکند و آن را همراه با سزار چاوز به میان کشاورزان برد، در آسیای جنوب شرقی مقاومت در برابر جنگ را سازمان داد و ۴۰ سال بعد به گروه «دیکس چیکس» برای شجاعتشان در اعتراض به جنگ درود فرستاد.

نخستین صفحه هایش مجموعه ای بود که از قصه ترانه های سنتی تا راک های مردمی را در بر می گرفت. او بی آن که خود بداند در سال ۱۹۶۳ باب دیلان را به جهان معرفی کرد و کانونی از ترانه سرایانی گرد آورد که از بیداری و هوشیاری می سرودند؛ ترانه‌سرایانی چون وودی گوتری، باب دیلان، فیل آکس، ریچارد فارینا و تیم هارتین تا کریس کریتوفرسن، میکی نیوبری، دار ویلیامز ریچارد اشنیدل، استیو ارل و بسیاری دیگر.

وضعیت مردم جهان همواره در ترانه‌های جون بائز منعکس شده است. از همین رو است که در آوازهای سال‌های اخیرش درون‌مایه‌های امید و بازگشت به وطن با عذاب زندگی فردی و جمعی در دوران جنگ، چه در جنگ‌های داخلی و چه در جنگی چون جنگ عراق در هم می‌تابد.

جون بائز نوشته است: «همه ما زنده‌ایم، اما چند تن از ما زندگی را به تعالی می‌رسانیم» و او پس از ۵۱ سال آواز همچنان در کنسرت‌ها و آلبوم‌هایش زنده و سرشار از شوق و شور است و بیش از همیشه به آرامشی درونی رسیده است.

دراین جهان پرعذاب او همواره به جست وجویش ادامه می‌دهد، به جست وجوی به گفته خودش «مکانی که وقتی می‌خوانم بتوانند صدایم را بشنوند».

 

منبع: رادیو فردا


 
جنبش بادکنک های سبز
ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٥  کلمات کلیدی:

 

هر بادکنک سبز، پرنده ایست برای اعتراض.

هر بادکنک سبز، آرزویی ست به پرواز در آمده.

هر بادکنک سبز، رویایی ست زیبا در بیداری.

جنبش بادکنک های سبزمان، پیام آور آزادی مردم مان است.


 
ندای ما
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱  کلمات کلیدی:

 

منهم
با نگاه،
بی نگاه،
در چشمانی به غلظت جهان
هیچگاه فراموش نخواهم کرد
که رنگ زندگی
در پرستویی ست
که بر ایوانِ دستان تو
لانه کرده است.
بیا و این اشکها را بچین،
من با تو مرده ام؟
یا
تو با من زنده ای؟

دو ستاره دویده اند از چشمان تو

دو ستاره دویده اند به رگ های من.

در طلوع هر رنگین کمان

بلندترین تاب دنیا را برایت خواهم بست.