پرگار بهرام

Pargar Bahram

جام جهانی
ساعت ۳:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٢٠  کلمات کلیدی:

 

1

فردا روز خاصی ست و پس فردا هم.

فردا روز آغاز بازی​های جام جهانی فوتبال است. میزبانش کشور نلسون ماندلا.

هر چهار سال یکبار "ماه مبارک" جام جهانی فرا می​رسد و چشمان ما به رویت هلال توپ نو، روشن می​شود.

امروزه در دنیا تنها یک پدیده را میتوان از لحاظ تعداد هوادار برتر از "فوتبال" دانست:"موزیک"

فوتبال و موزیک را دوست دارم چرا که از فراز تمامی ادیان و باورها، همۀ بشریت را به شوق می​آورند. در برابر این دو، سیاه و سفید، دارا و ندار، زن و مرد، و ... همه یکسانند.

چهار سال پیش، جام جهانی در آلمان برگزار شد و این کشور خواندن ترانۀ جام جهانی اش را به بهترین خواننده​اش "هربرت گرونه​مایر" واگذار کرد کسی که برای موسیقی آلمان همانقدر عزیز است که "شجریان بزرگ" برای ما. و امسال در آسمان سرزمین آفتابِ نلسون ماندلا، صدای شکیرا به تمام افق​ها پرواز خواهد کرد.

همایشی زیباتر ازین اتفاق در تاریخ بشر می​شناسید؟

و من هنوز عاشق فوتبال برزیل هستم و فوتبالِ ایتالیا، هلند، آرژانتین و انگلیس.

 

 

2

سرمنشاء جذابیت "حقیقت" کجاست؟ چرا هر که را که میبینی خود را عاشق "حقیقت" می​داند؟ کدام جذبه در "حقیقت" است که تمام فکر و ذکر آحاد بشر را بخود جلب می​کند تا در جستجویش باشند؟

 

 

 

3

بهار به عشوه​های گل خیره مانده و دلش مانند دل کوچک گنجشکی می​زند، نازهای گل بی​اندازه است و تندزبانی​اش رگبارهای بهاری را سرازیر می​کند ...

بهارم بخواب و در خواب، با رویاهای راه​های دور سرگرم شو. شیرینی این رویاها را لبخندی بر لب بیاور و باور نکن حرف گل را که: ما همه تنهاییم.

او اسیر باورهای سنگی گوزن​هاست.

عمر بهار کوتاه است و این باورهای سنگی حتی همین کوتاه را نیز برنمی​تابند.

اگر گل تنهاست، تو با یادهایش روزانت را آفتابی شو. تو تنها نیستی.


 
من؟
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۳/٩  کلمات کلیدی:

 

چرا تصویر و تصورمان از خودمان، عموماً منطبق با تصویر و تصور اطرافیانمان از ما نیست؟

کدام تصور به واقعیت ما نزدیک است؟

 

 

پی نوشت:

در گرامیداشت پرسش

جواب ها همیشه نیم بند هستند، اما پرسش های خوب آتشی هستند به خرمن همین جواب های نیم بند. ای بسا که یک پرسش خوب،خودش "جوابی"ست بر ده ها و صدها "پاسخ" نیم بند. پرسش ها بوتۀ گذارش پاسخ هایند. "پاسخ ها" درین بوته باید محک بخورند. "پرسش" وجودش مستقل است و قائم بالذات، اما پاسخ اینگونه نیست، هر پاسخ باید بر روی پاهای یک پرسش بیاستد.