پرگار بهرام

Pargar Bahram

همه افعال زبان فارسی
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٢٢  کلمات کلیدی:

 

"سهل انگاری در بکارگیری زبان" یکی از ویژگی های ما فارسی زبانان است. چنان این مقولۀ زبان را با دیگر چیزهای بی ربط بدان آغشته میکنیم که "زبان" را به زیر بار هزاران چیز نامربوط برده و متحمل فشار و زیان های فراوانش مینماییم. 

به زبان باید افزود، و داشته هایش را هم پاس داشت و نگهداشت. "اندکی" افزودن و بیش از آن افزوده ها، از آن کاستن، چنین سرنوشتی را پیش خواهد آورد که در حال حاضر زبان فارسی دارای کمتر از سیصد فعل ساده می باشد و این را مقایسه کنید با زبان فرانسه، که بیش از 6000 ازین دست افعال دارد.

پانزده سال پیش، در روزگارانی که حوصله و وقت، بیش از اکنون بود میخواستم جزوه ای درین باب حاضر کنم و توضیحاتی در باب هر یک ازین افعال بیاورم اما نشد.

این اواخر چشمم افتاد به این طرح واره و حیفم آمد که از میان برود. شاید دیگرانی حوصله و وقت بیشتری داشتند و بر روی آن کار کردند. 

این فایل بصورت ورد هست و از لینک زیر میتوان آن را دانلود نمود. اندکی طولانی ست و امکان دارد زمان دانلود کمی طول بکشد:

افعال زبان فارسی

 

 

 


 
بالاتر از دین
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۸  کلمات کلیدی:

روزگاری نه چندان دور، نه تنها گالیله، بلکه هر دانشمندی باید و به اجبار ثابت میکرد که دستاوردهای "علمی" اش نه تنها نافی دین نیست که حتی موافق آن است. در غیر اینصورت آن دستاورد علمی نمیتوانست خود را بر عموم عرضه دارد. شمشیر دین همیشه بالای سر "علم" ایستاده بود.

اما گردش روزگار، امروزه همانادیان گردن کلفت سابق را وادار کرده است که تلاش کنند تا اصول شان را "علمی" جلوه دهند وگرنه خریداری بر این متاع شان نخواهند یافت. بهمین دلیل امروزه با مباحثی مواجه می شویم مانند "اثبات علمی خدا" یا "نظر علم در مورد متافیزیک" و "بنیان های علمی کتب آسمانی" و امثالهم...




 
قاتل کودک در آلمان غرامت گرفت
ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٥  کلمات کلیدی:

 

به روز شده:  17:44 گرینویچ - پنج شنبه 04 اوت 2011 - 13 مرداد 1390
 
کودک مقتول آلمانی

یاکوب فون متسلر ۱۱ ساله در سال ۲۰۰۲ به قتل رسید

دادگاهی در آلمان به قاتل یک کودک، بیش از ۳۰۰۰ یورو غرامت پرداخت کرده است.

در جریان تحقیق در یک پرونده کودک‌ربایی، پلیس آلمان مگنوس گفگن را تهدید کرده بود که در صورت فاش نکردن محل پنهان کردن کودک، با "دردی غیرقابل تصور" روبه‌رو می‌شود.

اکنون دادگاه ایالت هسن در آلمان حکم داده است که "شأن انسانی" آقای گفگن طی بازجویی پلیس در جریان تحقیق درباره ناپدید شدن یک پسر ۱۱ ساله خدشه‌دار شده است.

در زمان دستگیری آقای گفگن در سال ۲۰۰۲ پلیس بر این باور بود که کودک ناپدیدشده هنوز زنده است، چون پدر کودک یک میلیون دلار به رباینده باج داده بود.

اما فرد متهم به ربودن کودک حاضر نبود محل پنهان کردن او را فاش کند. در طی بازجویی، دو مامور پلیس برای کشیدن حرف از زیر زبان او، فرد تحت بازداشت را به تحمل "درد غیرقابل تصور" تهدید کردند.

مدتی بعد این فرد به قتل کودک، از طریق خفگی به دلیل بستن دهان او محکوم شد. اما قاتل با طرح شکایتی مدعی شد که در هنگام بازجویی با رفتاری غیرانسانی از جانب پلیس روبه‌رو شده است.

یک سخنگوی اتحادیه پلیس گفت که پذیرش این حکم از نظر احساسی بسیار مشکل است.

او گفت که از بدرفتاری با متهمان دفاع نمی‌کند، اما "اعضای خانواده مقتول و همه شهروندان حق دارند که انتظار داشته باشند پلیس تمام تلاش خود را برای بازجویی از یک متهم به قتل انجام دهد تا دست کم قربانی در سریع‌ترین زمان ممکن پیدا شود."

 

 


 
احمد زیدآبادی به مرخصی آمد.
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۳  کلمات کلیدی:

بزرگا خوش آمدی.                                                                                                                                              

 


 
زیباتر از همیشه
ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی:

خوشحالم که "آمنه" بخشود. او با بخشودنش به جهانِ تازه ای پای گذاشت. تصمیم گرفت که دستش را بخون نیالاید. علیرغم آنکه زمین و زمان دست به دست هم داده اند تا خشونت و بیرحمی و قساوت را در رگهای جامعه جاری کنند اما جامعه ما نیازمند آن است که فرهنگ "بخشایش" را در خود بپرورد. شّری بنام جمهوری اسلامی، چیزی نیست در پیش شّری بسیار بزرگتر و بیرحم تر بنام "خشونت ورزی". دستی که با خشونت آشنا می شود با انسانیت بیگانه می گردد.

پیشتر هم درین باره نوشته بودم که: http://pargar.persianblog.ir/post/370   

 

زیباتر از همیشه شده ای آمنه. ملتی بدین زیبایی ات خیره مانده اند.

 


 
نمی خواهم عادت کنم.
ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/٦  کلمات کلیدی:

 

"تن" پایه است، اما همه چیز "پایه" نیست. باید چیزی را بر این پایه بنا نهاد.
می توانی هر روز تازه شوی؟ می توانی هر شب تازه شوی؟
به تنت پشتبند دو بهار عادت میکنم، چیزی بمن بده ورای هر آنچه که عادت کردنی ست.