پرگار بهرام

Pargar Bahram

احساس و اندیشه
ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٦  کلمات کلیدی:

مُردیم درین فاصلۀ میان احساس و اندیشه.

احساس مان چیزی گفت و عقل مان چیزی دیگر.

وقتی عقل می گفت "چه گوارا" کارهایش "مورد" دارد، احساس ستایش اش میکرد.

"شنید اُکانر" در باره جنگ که میگوید،...

فقط اشک است که پاسخ اش را می دهد.


 
تنگ چشمی ملی
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٢  کلمات کلیدی:

 

 سعدی در کنار هزاران حکمتی که در آثارش ارائه می‌دهد، در باب و مبحث "تنگ چشمان" دورانش می‌سراید:

تنگ‌چشمان* نظر به میوه کنند

ما تماشا کنان بستانیم.

البته من باور نمی‌کنم که "تنگ‌چشمان" دوران جناب سعدی، روز و روزگاری بهتر از تنگ‌چشمان دوران ما داشته اند بلکه صرفا از روی ادب و نزاکت است که سعدی معتقد است تنگ‌چشمان دوران او "نظر به میوه" داشته‌اند. چرا که "تنگ‌چشمی" عارضه‌ایست که بدان نه تنها باغ را نمی شود دید، بلکه با آن حتی "میوه" که حسنی از محاسن باغ است هم بچشم نمی‌آید، بلکه آنچه بچشم می‌آید تنها باغ ویران و بی‌برگ و میوه‌های گندیده و پرچین‌های فرو ریخته است.

این مشکل که از نبود "خلق کریم" دست می‌دهد، بدین پرسش می‌رسد که چرا ما ناتوانیم از دیدن "حسن‌ و زیبایی" ها؟ و تواناییم در دیدن کاستی‌ها و زشتی‌ها؟

شاید بصورت مجرد بتوانیم از زیبایی و خوبی و نیکی سخن بگوییم اما نمی‌‌دانم چرا این کُمِیت ما هنگامی که به "آدم‌ها" می‌رسید لنگ می‌شود! یعنی:

چرا به هنگام سخن گفتن از دیگران، فراوان در باره نقاط ضعف و معایب سخن گفته می‌شود اما بسیار به ندرت از حسن‌ها و زیبایی‌ها و نیکویی‌ها کلامی بر زبان می‌رود؟ این ویژگی چنان فراگیر شده است که بسیار سخت به چشم می‌آید و دیدنش اندکی دقت را نیازمند است در رفتار و منش خویش.

 

 

*- ترکیب "تنگ‌چشمان" که فقط یکبار در دیوان سعدی آمده است متفاوت است از "چشم تنگ" که مختص دنیادار است که یا قناعت پرش میکند و یا خاک گور.


 
ارتش ها
ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٦  کلمات کلیدی:

اگر مکانیزمی پیدا می‌شد برای اینکه تمام ارتش‌های جهان را در یک اتحادیه، زیر نظر و مسئولیت سازمان ملل قرار داد و با این ارتش‌ها این شرط گذاشته می‌شد که تابعیت ازین مرکز بین‌المللی‌ست که برای‌شان مجوز بدست آوردن اسلحه و مهمات و تکنولوژی‌های لازم می‌تواند باشد، که در صورت تمرد با تحریم جهانی مواجه خواهند شد، دو اتفاق خوب می افتاد اول اینکه دیکتاتورهایی مانند قذافی و اسد و خامنه‌ای نمیتوانستند ارتش‌های این کشورها را بجان مردم بیاندازند و در نتیجه مردم بدون پرداخت هزینه‌های سنگین می‌توانستند در سرنوشت سیاسی کشورشان دخالت کنند و دوم هم این می‌توانست باشد که دولت‌ها نمی‌توانستند با بهانه‌های واهی ارتش‌ها‌شان را بجان کشورهای مجاور بیاندازند و جنگ بپا کنند؛ و شاید درین صورت روند تشکیل یک ارتش بین‌المللی و در نتیجه روند اضمحلال ارتش‌های بومی آغاز می‌شد و هزینه نگهداری ارتش‌ها و ویرانی جنگ‌ها از روی دوش مردمان کشورها برمیخاست.

 


 
من اگر خدا بودم
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٠  کلمات کلیدی:

 

 

با تیتر فوق مطالب و وبلاگ ها و فیسبوک های بسیاری را در گوگل‌(ع) میتوان یافت. بسیارند و موضوع چنان جذاب است که همه را وسوسه میکند که حتی شده برای چند ثانیه هم که شده خودشان را بعنوان بزرگترین قدرت، تصور کنند و بگویند که درین صورت چه میکردند. نمونه هایی که در پایین آورده ام را نمیدانم از کجا کپی کرده ام.

بخوانید و بخندید، اما تخیلتان را هم بکار بیاندازید، اگز شما بودید چه میکردید؟

 

http://bloody-saman.blogfa.com/post-2618.aspx

 

http://www.facebook.com/pages/%D9%85%D9%86-%D8%A7%DA%AF%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%85/111129478908452

 

http://www.youtube.com/watch?v=wtP1ZcU7Vz8

 

http://if-l-were-god.blogspot.com/

 

من اگه خدا بودم، اینترنت رو قطع می‌کردم مردم یه ذره زند‌گی کنند.

من اگه خدا بودم ده نمکی رو کمی ملیح تر می آفریدم.

من اگه خدا بودم زیر بغل آدما مو نمی‌کاشتم.

من اگه خدا بودم هم،عاشق " تو" می شدم.

من اگه خدا بودم تو دهن این دولت می‏زدم!

من اگه خدا بودم پیامبر نمی‏فرستادم، مرد بودم، خودم می‏اومدم پایین!

من اگه خدا بودم مامانم و میبردم مکه.

اگه من خدا بودم ، به ابراهیم میگفتم به جای این که خونه ام رو تو صحرای عربستان بسازه ، بره یه جایی تو سواحل هاوایی بسازه.

من اگه خدا بودم یک کمی مهربونتر بودم!

من اگه خدا بودم سر یه سیب اینقدر ... بازی در نمیاوردم!

من اگه خدا بودم سیگار رو عامل اصلی سرطان قرار نمی دادم.

من اگه خدا بودم، یعنی زندگی‌ای داشتید ها، زندگی.

من اگه خدا بودم وقتش و بیشتر میکردم              

من اگه خدا بودم دعاهای ملت رو "Mark all as read" میکردم.

من اگه خدا بودم حتما یه جایی، تو یه آیه ای، سوره ای، چیزی ، میگفتم قبل از آفرینش ِ آدمیزاد داشتم چه کار میکردم.

من اگه خدا بودم به موسی میگفتم بزنه دهن چوپانه رو سرویس کنه ، آخه این چه طرز حرف زدن با ساحت مقدس ماست؟

من اگه خدا بودم به جای آدرس خانه هنرمندان، آدرس شورای نگهبان رو میدادم دست عزرائیل!

من اگه خدا بودم یادم نمی رفت که خودم گفتم"ان مع العسری یسری"

من اگه خدا بودم، تأکیدم به «عاشقی» بود، نه ترس و تقوا.

من اگه خدا بودم جهنم رو خراب می‌کردم، می‌دادم سر بهشت، اینجوری دیگه مردم برای رفتن به بهشت اینقدر جرم و جنایت نمی‌کردن!

من اگه خدا بودم کار به اینجاها نمیکشید

من اگه خدا بودم یه تجدیدنظری توی آفرینش شیربرنج و شریعتمداری می کردم!!

من اگه خدا بودم،حداقل به‌م بر می‌خورد.

من اگه خدا بودم،همچین چوب تو ...ــتون میکردم که بفهمین نمیتونین جای من باشین !
من اگه خدا بودم ، بازم می شِستم یه گوشه ی دنج ، موهای تو رو شونه می کردم

من اگه خدا بودم کتاب نمی‏فرستادم، فیلمش‏و می‏ذاشتم رو YouTube.

من اگه خدا بودم یه بار RESET می کردم؛ زندگیِ خیلیا هَنگ کرده...

من اگه خدا بودم به جای فرستادن 124 هزارتا پیامبر یه اکانت توئیتر می ساختم

من اگه خدا بودم، همتونو خدا میکردم. به خدا.

من اگه خدا بودم، اوضاع هیچ فرقی نمیکرد!
باز هم یکی مثلِ تو میشد دلیلِ گریه‌هایِ یکی مثلِ من.

من اگه خدا بودم اصحاب کهف رو الان بیدار می‌کردم تا از دیدن این همه پیشرفت بشر گوزپیچ شن!

من اگه خدا بودم، یک‌شنبه‌ها؛ از صبح تا ظهر در عرشِ کبریایی بساطِ شهیار قنبری و فرهاد بود. ظهر تا شب ابی و محسن نامجو. شب هم صدای احمدشاملو و خسروشکیبایی.

من اگه خدا بودم کتاب نمی فرستادم،جزوه می گفتم بنویسید.

من اگه خدا بودم سریعا یه تکذیبیه بابت خلقت اعلم الهدی صادر می کردم

من اگه خدا بودم، اصلا رازدار نبودم، یه آبرویی از بنده‌هام می‌بردم که نگو و نپرس!

من اگه خدا بودم با احساسات آدمها انقدر بازی نمیکردم...

من اگه خدا بودم یه الگوریتم ساده1-6-3 واسه عزرائیل می نوشتم که به ازای مرگ هر هنرمند جون 6 تا آخوند و 3 تا سیاست مدار رو هم بگیره

من اگه خدا بودم، به نظر شیطان (به عنوان یکی از فرشته های خوبم) احترام میذاشتم.

من اگه خدا بودم بازم باید سانتافه می‌داشتم تا بگی بعله؟

من اگه خدا بودم همون سیستم قدیمی چندخدایی رو دوباره راه می انداختم.اونوقت اینجوری مجبور نبودم یه نفری همه ی مسئولیت رو قبول کنم!

من اگه خدا بودم ، امر میکردم به نوح که:
"ای نوح! همانا لازم نیست از سوسک و موش و خرچسانه نیز جفت‌هایی در کشتی قرار دهی ، مگر نمیدانی ما چندشمان میشود از این جک و جونور‌ها....هان؟"

من اگه خدا بودم هیچ لوبیای بااحتیاط‌ خوابونده‌شده‌لای‌دستمال‌‌‌های‌خیس‌ ای بدون جوونه نمی‌موند، به خاطر نگاه امیدوار بچه‌های‌‌ پشت لیوان.

من اگه خدا بودم این پیرمرده الان تو سطل آشغال دنبال یه تیکه نون نمیگشت..

منم اگه خدا بودم، این آدرس ایمیلم بود:
god@gmail.com
دیگه احتیاجی به چاه جمکران و اینا هم نبود!

من اگه خدا بودم ایران رو تو اروپا می‌آفریدم، حوالی اسپانیا و ایتالیا!

من اگه خدا بودم اینقدر با شیطون سر آدم ها شرط بندی نمی کردم که همش ببازم!

من اگه خدا بودم یه مدیر برنامه و دو-سه تا مشاور استخدام میکردم.

من اگه خدا بودم، سالها پیش خودمو بازنشست میکردم.

من اگه خدا بودم ، این دماغ رو یه جای در دسترس تر می ذاشتم که تو دستت رو تا بصل النخاع نکنی تو دماغت.

من اگه خدا بودم تو اسم انتخاب کردن برای فرشته هام یه ذره دقت و سلیقه به خرج میدادم.

من اگر خدا بودم تو کتابم به چشم‌هات قسم می‌خوردم.

من اگه خدا بودم ماهی یه میلیون و پونصد به هر کدوم از بنده هام میدادم، همینجوری، برن حال کنن.

من اگه خدا بودم جای این فیلترچی ها  گاو می آفریدم بلکه مفید باشند

من اگه خدا بودم خیلی شکر میکردم که خدام..
آخه بنده ها خیلی بدبختن..

من اگه خدا بودم سرمو می ذاشتم پایین می مردم با این وضعیتی که به وجود آوردم

من اگه خدا بودم نیمه گمشده هیچ کسی گمشده نبود..!

من اگر خدا بودم هیچ کس رو مثل خودم تنها نمی‌ذاشتم!

من اگه خدا بودم ؛ اول یاد میگرفتم گ و پ و چ و ژ را تلفظ کنم ، بعد کتاب میدادم بیرون !

من اگه خدا بودم، وقتی می‌دیدم دارن آدمای بی‌گناهو می‌برن بالای چوبه‌ی دار همین‌جوری برّ‌ و بر نگاه نمی‌کردم؛ می‌رفتم سریع نیروی جاذبه‌ی زمین رو از کار می‌انداختم.

من اگه خدا بودم هر چند وقت یکبار نشست عمومی برگزار می‌کردم و از مردم برای کارهای خودم نظرسنجی می‌کردم!

خجالت نداره که ، من اگه خدا بودم ، راست حسینی میگفتم سر ماجرای مریم چه اتفاقی افتاد.

من اگه خدا بودم وقتی بنده مو سرویس میکردم دیگه توقع شکر گزاری ازش نداشتم!

و....

شما اگه خدا بودین چیکار می کردین؟