پرگار بهرام

Pargar Bahram

تنگ چشمی ملی
ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٦/٢٢  کلمات کلیدی:

 

 سعدی در کنار هزاران حکمتی که در آثارش ارائه می‌دهد، در باب و مبحث "تنگ چشمان" دورانش می‌سراید:

تنگ‌چشمان* نظر به میوه کنند

ما تماشا کنان بستانیم.

البته من باور نمی‌کنم که "تنگ‌چشمان" دوران جناب سعدی، روز و روزگاری بهتر از تنگ‌چشمان دوران ما داشته اند بلکه صرفا از روی ادب و نزاکت است که سعدی معتقد است تنگ‌چشمان دوران او "نظر به میوه" داشته‌اند. چرا که "تنگ‌چشمی" عارضه‌ایست که بدان نه تنها باغ را نمی شود دید، بلکه با آن حتی "میوه" که حسنی از محاسن باغ است هم بچشم نمی‌آید، بلکه آنچه بچشم می‌آید تنها باغ ویران و بی‌برگ و میوه‌های گندیده و پرچین‌های فرو ریخته است.

این مشکل که از نبود "خلق کریم" دست می‌دهد، بدین پرسش می‌رسد که چرا ما ناتوانیم از دیدن "حسن‌ و زیبایی" ها؟ و تواناییم در دیدن کاستی‌ها و زشتی‌ها؟

شاید بصورت مجرد بتوانیم از زیبایی و خوبی و نیکی سخن بگوییم اما نمی‌‌دانم چرا این کُمِیت ما هنگامی که به "آدم‌ها" می‌رسید لنگ می‌شود! یعنی:

چرا به هنگام سخن گفتن از دیگران، فراوان در باره نقاط ضعف و معایب سخن گفته می‌شود اما بسیار به ندرت از حسن‌ها و زیبایی‌ها و نیکویی‌ها کلامی بر زبان می‌رود؟ این ویژگی چنان فراگیر شده است که بسیار سخت به چشم می‌آید و دیدنش اندکی دقت را نیازمند است در رفتار و منش خویش.

 

 

*- ترکیب "تنگ‌چشمان" که فقط یکبار در دیوان سعدی آمده است متفاوت است از "چشم تنگ" که مختص دنیادار است که یا قناعت پرش میکند و یا خاک گور.