پرگار بهرام

Pargar Bahram

از دل هر تحولی آزادی و دموکراسی بیرون نمی‌آید.
ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٢٠  کلمات کلیدی:

مارکس در موارد عدیده‌ای بر این امر تاکید می‌کند که آنچه سرنوشت یک پدیده را تعیین می‌نماید مبتنی بر عوامل داخلی آن پدیده است و عوامل بیرونی صرفا نقش تندکننده و کندکننده را دارا هستند. ازین گزاره نباید قانونی مطلق ساخت که بطور مثال در حرکت‌های مکانیکی، محرک‌های بیرونی حتی نقش تعیین کننده را می‌یابند مانند اره برای یک درخت.

اما اگر بخواهیم بطوری نسبی بدان برخورد کنیم میبینیم که در موارد متعددی درست می‌نماید. بعنوان نمونه در حرکت‌های اجتماعی، تا زمانی که مردمان سرزمینی استعداد و قابلیت‌های درونی خود برای پیشرفت و دموکراسی را بوجود نیاورده باشند، دخالت‌های خارجی نمیتواند بوجود آوردنده این وضعیت‌ها بشود.

آنچه که در حرکت‌های موسوم به "بهار عربی" دیده می‌شود همین تناقض در میان محتوای اجتماعی با اهداف ادعایی‌ست. مردمانی مدعی آزادی و دموکراسی شده‌اند که در رفتارشان بجز خشونت چیز دیگری دیده نمی‌شود. اینکه امثال مبارک و قذافی و اسد باقی‌ماندۀ دایناسورهای سیاسی هستند که به هیچوجه با جهان امروز متناسب نیستند و جنایتکارانی‌اند که باید در دادگاه‌های صالحه به جرم‌شان پرداخت، توجیه‌گر رفتارهای غیرانسانی و خشونت‌آمیز مثلاً انقلابیون با این‌ها نخواهد بود.

کسانی که در برخوردهاشان "خشونت" حرف اول را می‌زند امکان ندارد که بتوانند نظامی سیاسی مبتنی بر آزادی و دموکراسی و حقوق بشر بنا کنند.

جنبش سبز ما در همین بزنگاه‌هاست که قابلیت‌های خود را می‌نمایاند. وقتی بتوانی تسامح را در مورد حریفان سیاسی‌ات بکار ببندی، حتماً قادر خواهی بود که این اصل را در تمام عرصه‌های سیاسی بکار بگیری.

بزرگترین استعداد و قابلیت این جنبش، همانا پایبندی به "عدم خشونت" آن است.

اینکه زمان طولانی برای به سرانجام رساندن جمهوری اسلامی خواهد برد، مهم نیست زیرا مردمان ما نیازمند آموزش دیدن در بوته تحولات اجتماعی هستند تا در دوران پس از جمهوری اسلامی، دوباره در چاه‌های مخوف‌تر نیافتند.

موضع‌گیری در بارۀ "دخالت خارجی" برای سرنگونی جمهوری اسلامی، تابعی از همین موضوع بالاست. اگر بخواهیم اینگونه بیاندیشیم که جمهوری اسلامی نهایت "شر" است و باید به هر قیمتی سرنگون شود، منطقی خواهد بود که از حملۀ خارجی استقبال کنیم و از هر نیرویی که بخواهد این جکومت را ساقط نماید پشتیبانی تناییم. اما اگر بگونه‌ای دیگر بیاندیشیم که: هر سرنگونی به اوضاعی بهتر نخواهد انجامید و حتی می‌تواند به وضعیت‌هایی بسیار وخیم‌تر هم بیانجامد و برای پیشگیری ازین اوضاع نیازمند مردمانی هستیم که مسئولیت‌های خود را با عقل و درایت به پیش ببرند. بتوانند بر شورهای مقطعی خود مهار بزنند و به راه‌هایی نروند که در پایانش توحش و خوریزی انتظارمان را می‌کشد.

برای آموزش دیدن مردمان‌مان نیازمند کار آگاه‌گرانه و زمان‌بر هستیم، دخالت خارجی فقط می‌تواند این روند را مختل نماید و بس.