پرگار بهرام

Pargar Bahram

چه چیزی را حق می نامیم؟
ساعت ٦:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠  کلمات کلیدی:

چقدر گنگ است این کلمه و مفهوم "حق"!!!
و منظورم هم نه حقی ست که صوفیان بکار میبرند در مقام خدا و عوام در مقام سهم. بلکه مثلا بکار بردن این مفهوم در منشور حقوق بشر است که در ترکیب "حق زندگی" مورد استفاده واقع شده است.
آیا "حق" چیزی ست که من دارم؟ مستقل از اینکه دیگران به رسمیتش بشناسند یا نه؟ حق زندگی برای من و هر جاندار دیگری اعم از جانور و یا گیاه چنین است، حق طبیعی.
یا اینکه "حق" چیزی ست که من ندارم و با به رسمیت شناختن دیگران است که من دارای آن می شوم؟ مانند حق شرکت در رای گیری، که پیامد داشتن شرایط خاصی است، حق شهروندی یا اجتماعی.
و یا اینکه "حق" چیزیست که من دارم و با به رسمیت شناخته شدنش از جانب دیگران است که رسمیت می یابد. حق آزادی انتخاب، که مرزهای این آزادی من به دیوار حیاط آزادی دیگری محدود میشود. 
بگذریم از حقوق تازه از راه رسیده و لوکسی مانند "حق دانستن": دانستن حق مردم است.
اگر ما با ترکیباتی مانند "حق زیستن" مواجهیم، آیا بر همین قیاس میتوانیم ترکیباتی مانند "حق بودن" و "حق متولد شدن"، "حق انتخاب"، "حق دوست داشتن" و امثالهم را هم بکار بگیریم؟
آیا ما میتوانیم انواع "حق" را بر اساس منشاء پیدایش و صدورشان، به حقوق طبیعی و اجتماعی و فردی تقسیم کنیم؟ و همان محل صدور این حقوق را نیز منشاء و محل نقض این حقوق بدانیم؟ یعنی حقوق طبیعی را فقط طبیعت می تواند از ما بگیرد و حقوق اجتماعی را نیز، اجتماع. همچنان که حقوق فردی مان به دست خودمان است.

حقیقت هم که جای خود را دارد.